|
گر یـه های شبونه اول راه عشقه...حالا همه می دونن صادقی شاه عشقه
|




زیر بارون توی دستات
خیس شدم با سیل اشکات
زیر بارون با تو زنده م
من و تو ؛ بارون و حرفات
چترامون بسته ي بسته ست
دلامون اگرچه خسته است
من و تو خدا رو داريم
ولي قلبمون شكسته ست
بارون از چشات مي باره
تو نگات همتا نداره
زنده ام تا وقتي دستات
منو تنها نمي ذاره
لحظه لحظه هاي بارون
موقعه راز و نيازه
با همون كه تو رو داده
اون كه پاك و بي نيازه
زير بارون توي دستات
خيره ام به هر دو چشمات
هنوزم رو گونه هامه
خيسي ِ شبنم ِ اشكات
پیوند مشکی![]()
مودمم سوخته ... اگه کم می آم ببخشید