|
گر یـه های شبونه اول راه عشقه...حالا همه می دونن صادقی شاه عشقه
|
قربون برم خدا رو دنیا چقدر کوچیکه
مرز دیروز و امروز قدر یه مو باریکه
چه خنده داره حالت دلم برات می سوزه
برگشتی که چی بشه؟ فکر کردی که دیروزه؟
اون روزی که می رفتی اشکام چه ریزه ریزه
ببین حالا چه جوری اشکات داره می ریزه
بی تفاوت می رفتی پیش تو می شکستم
حالا تو می شکنی و بی تفاوت نشستم
اون روزی که روزت بود روزامو بد گرفتی
حرفات تو گوش من موند یادت می آد چی گفتی؟
صدای تق و توق استخونام شنیدی
اما با طعنه گفتی شتر دیدی ندیدی
یادت می آد می گفتی هر چی که بود بازی بود
طفلی دلم که حتی به بازیم راضی بود
یادت می آد می گفتی پیر شدی و بریدی
حالا من اینو می گم که خیلی دیر رسیدی
من از تو یاد گرفتم ساده گذشتنارو
یا آخرین کلامو نامه نوشتنارو
من از تو یاد گرفتم برم به یک بهانه
اونم بشه سکانس آخر عاشقانه
حالا برو از اینجا برو هر جا تونستی
دور شدی از خیالم تو خودت اینو خواستی
یه روز بهم می گفتی عشقم خیال و رویاست
نوبتی هم که باشه این دفعه نوبت ماست...
فکر کنم بدونید که اخیرا" آلبوم سلطان صادقی بدون اطلاع خودش و توسط یه سری آدم نوخاله
به بازار اومده.
نمی دونید چه حالی شدم وقتی شنیدم که این اتفاق افتاده...مهم پول و این حرف ها نیست.
مهم اینه که چقدر دورنگی زیاده.هر جا رو که نگاه می کنی دورنگی هست.چرا باید اینجوری باشه؟
با سلطان یه رنگ و مشکی ما هم که بیشتر از همه دو رنگی می کنن.
این همه زحمت های سلطان جواب و نتیجه اش باید این باشه؟اما خدا با ما و کنار ماست.
با مایی که خدا خودش می دونه چه جوری هستیم.
با ما و سلطان ما که یک رنگی توی خون و توی تموم وجودشه.
رضا صادقی مظهر یک رنگیه و خودش هم می دونه که خدا چقدر دوستش داره.
به این نوخاله ها هم کاری نداره...
سلطان تا خدا رو داره غمی نداره .
مشکی باشید...یا علی