تبليغاتX
پیوند مشکی
گر یـه های شبونه اول راه عشقه...حالا همه می دونن صادقی شاه عشقه
 

  

                                                                                                                                          رضا صادقی                              

وب سایت رسمی

   

    سلطان رضا صادقی

 

راه اندازی شد.

 

wWw.OnLySaDeGhI.cOm

 

 

       peyvandMeshkipush

 

 

قشنگ ترین نظر از محسن فیروزمند عزیز:

نمی بخشمت ....
بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی ....
نمی بخشمت ....
بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی .....
نمی بخشمت ....
بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی ....
و می بخشمت
بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
...
امیدوارم قلبت مثل لباست مشکی نباشه ...

 


+  سه شنبه سیزدهم دی 1384تاریخ 11:33   پیوند مشکی  | 


    

 

                                 رضا صادقی

تو چشام زل زدی و گفتی برو

گفتی که من نمی خوام دیگه تو رو

گفتی دوستت ندارم  خسته شدم

گفتی با تو دست و پا بسته شدم

گفتی واسه تو دلم جا نداره

گفتی با تو زندگی راه نداره

من فقط نگاه می کردم تو چشات

هنوزم تو گوشمه زنگ صدات

دیگه هیچ عشقی نبود توی نگات

رفتی اما من نشستم چشم به رات

...پیوند مشکی پوش...

 

 سلطان

دوباره شب شد و من دلم گرفته

تو که رفتی انگاری زندگی رفته

دوباره دلم می خواد تو رو ببینم

دوست دارم بازم کنار تو بشینم

دوباره می خوام که بشنوم صداتو

دوست دارم بازم ببینم خنده هاتو

دستاتو می خوام که حس کنم تو دستم

دوباره می خوام بگم عاشقت هستم

شنیدم گفتی دلت هوامو داره

شنیدم چشات به یاد من می باره

باشه من می بخشمت بازم دوباره

آخه دل طاقت گریتو نداره

                             *پیوند مشکی پوش*

 


 

تو بگو بهار قشنگه من می شم بهار تو

تو بگو بمون ؛ منم نمی رم از کنار تو

تو بگو منو نمی خوای دیگه خسته کردمت

گر چه سخته اما من دور می شم از دیار تو

تو بگو سرده هوا منم می شم خورشید تو

تو بگو که نا امیدی من می شم امید تو

تو بگو دلم گرفته از همه دو رنگی ها

مشکی می شم مظهر یه رنگی می شم واسه تو

تو بگو خدا کنه بارون بیاد از آسمون

به خدا می گم که گریه بکنه برای تو

اگه غمگین بشی از دستمو ناراحت بشی

می میرم که تا ابد پاک بشم از خیال تو

کاش تموم نمی شد این روزا و این خاطره ها

تو می موندی واسه من منم می موندم واسه تو 

 پیوند مشکی پوش

 

 

کاشکی دستاتو می ذاشتی توی این دستای بستم

کاشکی پاهای تو می شد یار این پاهای خستم

کاشکی تو غروب زندگی ستاره ام تو بودی

کاشکی مرحمی بودی برای این دله شکستم

کاشکی دردم رو زیاد تر از گذشته نمی کردی

کاشکی می فهمیدی این رو که چقدر عاشقت هستم

                                                                       ***پیوند مشکی پوش***


چند تا از عکس های سلطان رو می ذارم تا ببینید.

سلطان مشکی1            سلطان مشکی2       سلطان مشکی 3


 بهترین نظر از خانم جباری عزیز:

فکر کنم بهتر باشه ما یه تقسیم بندی که بین شعر و ترانه هست و مد نظر داشته باشیم.این مطلب شما در قالب ترانه جا میگیره نه شعر چون اگه بخوایم به عنوان شعر نیگاش کنیم عناصر اصلی شعر درش درست در نمیان به عنوان مثال ما در یه شعر با این قالب اولین چیزی که باید درست در بیاد قافیه س که متاسفانه تو این اثر ردیف داریم اما قافیه زیار ایراد داره کلمه های بهار-دیار وکنار رو نمیشه با امید- واسه- برای-خیال به عنوان قافیه آورد.دوما مساله وزن شعره که متاسفانه رعایت نشده.این از نظر فرم اما محتوا ما در شعر انتظار صور خیال -خیال انگیزی-بیرون آمدن از روایت خطی ووووداریم که باز هم این کار دیده نمیشه...

 

+  دوشنبه دوازدهم دی 1384تاریخ 9:38   پیوند مشکی  | 

 

هیچی نمی گم ولی این ترانه از سلطان همون چیزییه که می خوام بگم:

 کاش می شد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک

قطره ی آبی باشیم رو قلب خشک پر ترک

واسه عشق و عاشقی تو سختیاش کم نذاریم

واسه ی خودمون آدمی باشیم نه آدمک

                                   


حالا چند تا ترانه ی قشنگ دیگه از سلطان رضا صادقی  برای مشکی پوشان عاشق که حرف نداره!!!

 

هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطره هام

به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام

خاطره های بودنت چه جور فراموشش کنم

دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم

جای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هرچی که بود

انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تار و پود

دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن

اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن

فکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی

اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی

من نمی خوام که مثل تو هرزی باشم تو یه دمن

من عاشق عشق می مونم تو دیگه مردی واسه من...   

 

هنوزم کوچه ی دیدار ما بوی تو داره

نگاه و بوسه های شب رو یاد من می آره

شب میلاد من بود و تو هم بودی دوباره

شبی تاریک اما چشمای تو تک ستاره

تموم دنیا و بزرگی هاش فقط یه کوچه

تموم کوچه و پنجره هاش شاهد ما بود

گرفتم دستاتو گفتی با چشمات عاشق هستی

آخه چشمای ناز تو فقط قاصد ما بود

تن و روح و دل و جونم

کلید قفل زندونم

دلت یه عمریه خستست

تو چشمات اینو می خونم

مث ابری مث بارون

واسه کویر خشکیدم

یه دنیا عشق یه دنیا شور

توی ابر چشات دیدم

نه امروزی نه دیروزی

مث نفس تو هر روزی

مث شمعی واسه خوبی

می سازی و می سوزی

غمش با من خوشیش با تو

تمام دل خوشیش با تو

هنوزم رو تنم مونده

بوی عطر نفسهاتو   


        

   یکی دسته گل واسش دل خوشیه

یکی عادتش برادر کشیه

یکی زاغ مردمو چوب می زنه

یکی از داغ دلش جون می کنه

یه نفر خوابه رو تخت نقره کوب

یکی حیرون توی دریای جنوب

یکی زندگی رو زیبا می بینه

یکی اما خودشو تنهای تنها می بینه

 

آره این رسمه میون آدما

یکی داروغه یکی دارو بشه

نمی شه رسمشونو عوض کنیم

اگه حتی آسمون وارو بشه

 

حالا حرف من با اون دسته ایه

که هنوز عاشقنو یکه سوار

جون هر چی مرده طاقت بیارید

که بریم با هم دیگه از این دیار

                                  

         دلم برات تنگه عزیز یادی نمی کنی ز من                 

دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من

می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست

خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست

 

وقتی نمی بینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام

نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام

انگار نه انگار که دلی برای بودن تو موند

رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود

 

  یه جور واقعی تو رو حس میکنم توی تنم    

به جون تو بدون تو دیگه دارم دق می کنم

صورت ماه تو عزیز دیوارای خونه شده

هرکی می بینتم می گه طفلکی دیوونه شده

تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم

دیگه بسه راضی نشو اینجوری در به در بشم

 

وقتی نمی بینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام

نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام

انگار نه انگار که دلی برای بودن تو موند

رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود


 

بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره

ما که رفتیم بعد ما تازه می دونی کی دوستت داره

رو تو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا

تمومش کن افه هاتو بس کن اینهمه ادا

مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت

که تو اینجور با ما بد تا میکنی ای بی معرفت

راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت

به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت

به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز

جون هرچی مرده انقدر دیگه آبرو نریز

گفته بودم نفسی برام می رم تا آخرش

نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش

دیگه اون دنیای پر رنگ و چل چراغت نمی خوام

واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمی آم

قاطی کردم بد رقم می خوام که قیدت بزنم

می خوام این دندون عاریه رو از ته بکنم

عشقی که ما پی شیم بی شیله پیله صادقه

همه مردم می دونن که مشکی اند عاشقه

بابا بی خیال ...

نمی تونم ببخشمت

دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم

گندیدی و بریدمت

هزار و یک رنگی عزیز

دروغ و نیرنگی عزیز

واسه دل عاشق من

بدنامی و ننگی عزیز

راهمو کج کردی عزیز

عشقمو رد کردی عزیز

خودت ندونستی چی کردی

با ما بد کردی عزیز

یادت می آد گفتم بهت

اگه نمی شی مرحمم

تو رو خدا زخمم نشو

که تیکه پارست بدنم

تو عین نا باوریام

تو هم شدی یه زخم نو

هیچ نمی خوام مثل تو شم

از جلوی چشام برو

 

+  دوشنبه دوازدهم دی 1384تاریخ 8:53   پیوند مشکی  |