|
کپی برداری از مطالب این وبلاگ ، با یا بدون ذکر منبع ممنوع است !
|
۴ سال است که هستم . ۴ سال است که می نویسم . گذشته آنقدر به من نزدیک است که جزئیاتش را ، خوبی ها و بدی هایش را ،خوب به یاد دارم . خاطرات این وبلاگ که تنها چند صفحه از دنیای مجازی را اشغال کرده سالیان زندگی من را رقم زده است و من به خود می بالم و پاس می دارم لحظه لحظه های نوشتنم را چون عاشقانه نوشته ام . تولد وبلاگم مبارک !
چون موضوع تولد هستش و این ترانه ای است که امسال برای تولد آقای مشکی پوش تقدیمشون کردم ، می نویسمش تا شما هم بخونید :
تو شبای سرد و ابری
تک و تنها زیر بارون
اومدی با چتر بسته
تو یه دنیا نور بی جون
مث یک قصه ی شیرین
موندنی شدی و خوندی
حرف قلبتو به گوش
همه عاشقا رسوندی
شدی شاه مشکیا و
واسه مون ترانه ساختی
بین رنگای غریبه
تو نسوختی ، تو نباختی
اسم مشکی رو گذاشتی
روی عشق و مهربونی
چون که قانونو شکستی*
تو قلب من می مونی
(پیوند)
*جمله ی "مشکی رنگ عشقه" یک جمله ی قانون شکن است .
امشب شهر زیبای بندر عباس شاهد کنسرت یزرگ و به یاد ماندنی سلطان مشکی پوش خواهد بود . بعد از ۵ سال ، امشب گروه مشکی پوشان ، برنامه ای فراموش شدنی را اجرا خواهند کرد و بدون شک صدای رضا صادقی در زادگاهش گرم تر و پر انرژی تر از قبل به گوش عاشقان و مشکی دوستان جنوبی خواهد رسید .
این کنسرت که قرار بود در دو شب یعنی دیشب و امشب و در دو سانس برگزار شود ، به دلیل عدم موفقیت در کسب مجوز ، فقط امشب و تنها یک بار (ساعت ۲۱ تا ۲۳) ، در سالن تربیت بدنی اجرا خواهد شد .
رضا صادقی ، ستاره ی پاپ ایران ، شب گذشته تهران را به مقصد بندر عباس ترک کرد تا بعد از مدتی طولانی به همراه گروهش روی استیج برود و خاطرات روزهای آغازین خواندن در زادگاهش را زنده کند . انتظار می رود این کنسرت ، که با اجراهای هفته ی گذشته ی گروه مشکی پوشان در قشم و کیش استارت خورد ، با استقبال گسترده ی مردم خونگرم بندر عباس مواجه شود . منتظر می مانیم ...
پیوند نوشت : برای پاسخ به حرف و حدیث های احتمالی خاطر نشان می شوم که اجرای دو ماه قبل رضا صادقی در بندر عباس به صورت پلی بک بود !
.... چه تو قصه چه حقیقت
یکی بود یکی نبوده
این جدایی های مبهم
کار دنیای حسوده ....
بعد از انتظاری طولانی بالاخره آلبوم "یکی بود یکی نبود" باصدای سلطان مشکی رضا صادقی منتشر شد . قطعا بعد از شنیدن این آلبوم جواب همه ی انتظار ها با همه ی سختی هایش را می گیرید و یکی بود یکی نبود همدم تنهایی ها و با هم بودن هایتان خواهد شد . باز هم تاکید می کنم برای حمایت از خواننده ی مورد علاقه ی خود از کپی خودداری کنید !
من توی بلاگم نظرای خصوصی شبیه به هم و مشابه نظری که می خوام توی این پست عینا براتون بذارم زیاد داشتم که همه رو جواب دادم و جوابم رو خیلی زیاد برای خیلی ها تکرار کردم . این دوست عزیز هم که خیلی به من لطف داشتن نظر دادن و احساس کردم که خوبه اگه نظر رو بدون ذکر اسمشون بذارم توی بلاگ و جواب رو به طور کاملا عمومی بدم تا اگه باز این سوال برای کسی ایجاد شد جوابشو گرفته باشه ...
نظر دوست عزیزم :
سلام
پیوند خانم من میشناسمت اما تو منو نمیشناسی.من خیلی وقته که وبلاگتو میخونم و خدا وکیلی خیلی خوب مینویسی خصوصن شعرات خیلی قوی و خوبن و میدونم که خیلی هم داری پیشرفت می کنی و خلاصه تو زمینه کاریت خیلی موفقی.
در مورد اینایی که مینویسی برای رضا صادقی میخواستم بگم.یعنی دیدم که این حرفا مثل حرفایی که خودت گفتی توی دلت مونده بود،روی دل من هم سنگینی میکنه.باید بگم پس تو هم گوش کن.به نظر من ادم باید برای کسی مایه بگذاره که اون ادم هم براش مایه بگذاره.بعنی برای کسی بمیره که حداقل اون طرف مقابل براش تب کنه.شما داری مینویسی از رضا صادقی اما چرا و تا کی و اصلن دلیلت چیه؟آیا اصلن اقای صادقی میخونه که چی مینویسی؟اگر بخونه ایا ارزش قائله که جواب بده؟تا به حال یک بار شده ازت تشکر کنه بابت این که انقدر خوب داری خبر رسانی میکنی و جواب تک تک ادمایی که طرفدار اونن رو با صبر و محبت میدی؟من حتی ندیدم نظر کسی رو بی جواب بگذاری.خوب اینا خیلی با ارزشن از نظر نه تنها من بلکه همه.تو داری فید میشی و اخر سر هم همه چیز به نفع رضا صادقی ای میشه که اصلن اهمیت و ارزشی برای تو و کارات قائل نمیشه.تو حیفی و حیفه که نوشته های به این قشنگیو برای کسی بنویسی که ارزش قائل نیست.اینو از اینجا فهمیدم و میگم که این اقا یک بار هم برای شعرات که براش نوشتی یا برای متنای به این با احساسی مثل همین نامه اخرت که نهایت زیبایی بود یک نظر تشکر خشک و خالی هم نگذاشت.حتی اگه تلفنی یا دیداری هم ازت تشکر کرده باشه اما جای یه نظر همیشه خالی بوده.این خیلی دردناکه.به نظر نمیاد عاشق رضا صادقی باشی و بخاطر اینکه دلت پیشش گیره براش اینجوری بنویسی.میبخشید اما خیلی پرس و جو کردم در موردت و فهمیدم که واسه این چیزا نیست که می نویسی.اصلن از نوشته هاتم معلومه که از روی عشق به رضا صادقی مثل دخترای دیگه که دل میدن به خواننده های محبوبشون نیست.پس چرا با وجود اینایی که گفتم بازم مینویسی براش؟میدونم جوابمو میدی پس منتظرم.ممنون به خاطر همه احساسا و خبرای خوبی که نصیب همه ما کردی.من از طرف بقیه ازت تشکر میکنم خانم مشکی پوش.به شدت انسان دوست داشتنیی هستی
خداحافظ
پاسخ :
اول از تعریف و تعارفای شما دوست عزیزم ممنونم و خیلی خوشحالم که همراه من هستید و همه ی پست ها و مطالب رو می خونید و تحلیل می کنید .
گفتید که برای کسی بمیرم که برام تب کنه و یا برای کسی ارزش قائل بشم که براش مهم باشم . در جواب باید بگم که آقای صادقی چه وظیفه ای دارن نسبت به من که بخوان تشکر کنن وقتی که من خودم دلم خواسته که این بلاگ رو بزنم یا توی سایت همکاری کنم بدون درخواست ایشون و در ابتدا اصلا روح ایشون هم خبر دار نبوده که پیوندی هست ؟ حتی اگر حالا هم یادشون بره اصلا تقصیر ایشون نیست و برای من هم مهم نیست ! هدف من اصلا این چیزای ساده نیست . چیزی که برای من مهم و با ارزشه اینه که من به احساسی احترام می ذارم که توی تنهاییام با من بوده . من برای شخص رضا صادقی نمی نویسم . هیچ وقت برای فیزیک و اون چیزی که می بینم نمی نویسم . من برای اونچه که احساس می کنم ، احساسم رو خرج می کنم . من خودم رو هم کامل نمی شناسم چه برسه به بقیه ی آدما . پس قطعا برای شخصیت شخصی که نمی شناسمش نمی نویسم . من فقط و فقط واسه احساس ایشون که برای من حکم همدم تنهاییا و انگیزه برای بهتر شدن داشت ، می نویسم و از رضا صادقی به جز یک صدای خاص و متفاوت هیچ چیزی نمی دونم و نمی خوام و نباید بدونم . من اون چیزی که می خوام رو ساختم برای خودم نه اون چیزی که ایشون هست یا نیست .
گفتید عاشق نیستم . درسته و باید بگم بدیهیه که اصلا این احساس من از روی عشق نیست . مگه می شه از روی یک صدا و یه سری ترانه عاشق کسی شد ؟! من خیلی چیزا دیدم و شنیدم توی این مدتی که اینجا بودم که اگه می دونستید و می گفتم براتون ، تعجب می کردید از اینکه اصلا چرا موندم ؟!!! اما اومدن و موندن من برای چیزای کوچیکی نبود که با حرف و حدیثای زیاد خیلی ها یا حتی به قول شما ارزش قائل نشدن و تشکر نکردن و جواب ندادن حتی خود آقای صادقی ، به رفتن تبدیل بشه . من نیومدم که تشکر بشنوم .
منم یه روزی جای اونایی بودم که الان از من خبر می خوان . من هم یه روزی تو سایتا و بلاگا می گشتم و می خواستم که خبرای جدیدی از آقای صادقی بگیرم پس حس و حال هوادارای ایشون رو درک می کنم و حالا که نزدیک تر به اخبار هستم دریغ نمی کنم . بدون فقط واسه خاطر دل خودم دارم می نویسم و جواب کامنت ها رو تک به تک می دم . تنها توقعم هم که توی نامه ای که خوندید بود اینه که احساس آقای صادقی کم رنگ نشه و تنها خواسته م همینه . اگه عملی بشه که خوشحال می شم و اگه نشه هم بهش فکر نمی کنم و باز هم از حسی که تنهام نذاشت تشکر می کنم . آدما در مقابل ما وظیفه ای ندارن .
باز هم ممنونم و امیدوارم که به جواب سوالتون رسیده باشید دوست خوبم .
سلام
پیوند نوشت : دوستان ببخشید طولانی بود . شاید حوصله تون رو سر برد اما به هر حال لازم بود که بنویسم .
خوشبختانه بالاخره فیلم مستند رمز شب منتشر شد و هم اکنون در فروشگاه های مجاز موجود است . یادتون نره این مستند رو به صورت اورجینال بخرید و کپی نکنید .
متاسفانه انتشار آلبوم دوباره به تعویق افتاد .
پیوند نوشت (۱) : منم مث تو اسم رمز شب و می دونم با من نبودی اما به خاطرت می مونم
پیوند نوشت (۲) : من از طرف خودم و آقای مرسلی به علت مشکلات سایت از شما مشکی دوستان عزیز معذرت می خوام .
با توام ! تویی که همه ی حواس خدا به توئه اما خودت حواست نیست . گوش کن !
نمی دونم از کجا باید شروع کنم ؟ از اون شبی که واسه بار اول صداتو شنیدم و از تعجب داشتم شاخ در می آوردم ؟ اون شبی که احساس کردم که چقدر ترانه هات شبیه منن . یا از بار اولی که دیدمت ؟ داشتم از طبقه ی سوم هتل نگاه می کردم که از ماشین پیاده شدی و دیگه اشکام اجازه نمی داد که ببینم .
یا از اون روزایی که توی دانشگاه همه خانوم مشکی صدام می کردن و هر کسی هر خبری از تو می خواست بدونه سراغ من می اومد و جوری شد که هر دوست و آشنایی بعد از شنیدن آهنگ های تو بهم زنگ می زد و می گفت که یاد من افتاده . حالا حتی جوری شده که هر کس شعرامو می خونه می گه این همونه که رضا صادقی خونده یا به سبک همونه ؟ و من باید کلی توضیح بدم که نه و من نه تقلید می کنم نه الهام می گیرم ، اما این شباهت جنس ترانه های ما منو اینجا موندگار کرده و حالا دیگه من ، پیوند ، خواسته یا ناخواسته پشت سایه ی روشنی به اسم رضا صادقی کم رنگ و پر رنگ موندم .
الان چند سال از اون روزا می گذره و من هنوز هم هستم . اصلا حواست هست ؟
آقای مشکی پوش اومدم بگم که تو این مدت ، خیلی از خیلیایی که رنگ هزار رنگشونو پشت رنگ پرچمی که تو اسم عشق و یک رنگی رو روش گذاشتی پنهون می کنن خیلی چیزا شنیدم . برام مهم نیست . اصلا نیومدم بگم که شاکی هستم یا گله دارم . نه ! اینا رو نوشتم چون حرفای ناگفته هم گفتنی می شه اگه دل نتونه سنگینی حجمشونو تحمل کنه . نمی گم ناراضی هستم . توقعی هم ندارم . فکر کنم این دیگه نه به تو ، که به همه ثابت شده . اومدم و خواستم بمونم و می مونم همونجوری که باید . تو هم خواستی که باشی و اومدی و موندی . حواس من و خیلی هایی که با شنیدنت احساس جدیدی تو وجودشون جرقه زد رو مال خودت کردی . حواس خدا رو هم حتی . حواست باشه ! پس حالا همون حسی که نه تنها به من ، بلکه به همه ی اونایی که لحظه های خالی و پر التهابشون رو با احساس ناب تو آروم می کنن دادی رو زنده نگه دار . موندی اما موندنی بمون . نذار که کم رنگ بشه رنگ یک رنگ احساست . خیلی نشونه های بی نشون اینجاست خوب نگاه کن . خدا با توئه ، حواست کجاست ؟!
پیوند نوشت : این یه درد دل بود یا یه خواهش یا یه هشدار کوچیک . اگه کم بود یا بد ، دست دلم بود نه من !
به دلیل مشکل هاست فعلا اخبار مشکی را از همن وبلاگ دنبال کنید . این هم از گزارشی که قول داده بودم :
ورودي از پارکينگ تا طبقه ي 4 که محوطه ي قبل از لابي و سالن اجراست شلوغ است . آسانسورها جواب اين جمعيت را نمي دهد . عده اي از پله ها راهي شده اند . موج مشکي دوستان هر لحظه سنگين تر مي شود . از پله ها که کم هم نيستند بالا مي روم . به محوطه که مي رسم نسيم خنک شبانگاهي نفس هاي به شماره افتاده ام را تجديد مي کند . عده ي به تماشاي منظره ي تهران در شب چشم دوخته اند و عده ي به سمت درب هاي لابي سالن مي روند . دو صف جداگانه در دو طرف براي کنترل بليط وجود دارد . صف خانم ها و آقايان ! بعد از کنترل بليط وارد لابي مي شوم . شلوغ است . ساعت 8:45 دقيقه است .
....
مشکی دوستان عزیز بابت این که هنوز گزارش روی سایت نیست باید بگم مشکلی در به روز رسانی سایت ایجاد شده . منتظر باشید

گزارش لحظه به لحظه از کنسرت بزرگ رضا صادقی
۲۴ مهر ۸۸ ، ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه ، برج میلاد
فردا از وبسایت رسمی سلطان مشکی منتشر خواهد شد .
خبرهای خوب این فصل :
اول اینکه بالاخره بعد از مدت ها ، وب سایت سلطان مشکی با زحمات دوست عزیزم آقای حسین مرسلی به روز شد و از این پس برنامه های تازه ای برای مشکی دوستان در www.rezasadeghi.com خواهیم داشت .
دوم اینکه آقای مشکی پوش در تاریخ ۲۳ و ۲۴ مهرماه در برج میلاد کنسرت خواهد داشت .
سوم اینکه مشکی دوستان ساکن یزد خوشحال باشید چون رضا صادقی در نیمه ی آبان در شهر شما اجرا خواهد داشت .
و خبر های خوب همچنان ادامه دارد ...
هیچ جا بندر نابو ....
بعد از ۵ سال ، امشب و فردا ، رضا صادقی در سالن همایش های آتش نشانی بندر عباس روی استیج می رود و به طور قطع شب های خاطره انگیزی را در زادگاهش رقم خواهد زد .
این کنسرت ها که از ساعت ۱۹ الی ۲۱ برگزار خواهند شد ، ارگانی هستند اما خوشبختانه ورود برای عموم آزاد می باشد و مشکی دوستان همشهری آقای مشکی پوش ، شانس شرکت در این کنسرت ها را دارند .
پیوند نوشت : در پست بعد ، گزارشی از کنسرت استثنایی بندر لنگه را خواهم نوشت .
رضا صادقی بعد از سال ها بالاخره امروز و فردا در استان هرمزگان اجرا خواهد داشت . سلطان مشکی پوش امروز صبح تهران را به مقصد بندر لنگه که قرار است دو روز میزبان کنسرتهای وی باشد ترک کرد . انتظار می رود که این کنسرت ها عالی تر از همیشه برگزار شوند چون بوی زادگاه رضا صادقی انرژی دوچندانی را برایش ایجاد می کند .
قسمت نشد که برای این کنسرت ها به بندر لنگه سفر کنم اما به محض اینکه خبری به دستم رسید برایتان خواهم نوشت .
پیوند نوشت : در موج مشکی به ما بپیوندید . هدف ما جلوگیری از کپی و پخش غیر مجاز آلبوم "یکی بود یکی نبود" از شاه مشکی است . از خواننده ی محبوبتان حمایت کنید .
یک خبر عادی : کنسرت انزلی لغو شد !
آخرین کنسرت رضا صادقی در تابستان ۸۸
مکان : بندر انزلی - سالن میر صدیق
زمان : ۲۹ و ۳۰ شهریور ماه
(تغییرات احتمالی متعاقبا" اعلام می گردد .)
در ضمن دیروز خبری شنیدم که خوشایند نبود اما برای مشکی دوستان می نویسم : نوازنده ی همیشه همراه گروه مشکی پوشان ، آقای مجتبی شکاری اخیرا" از گروه جدا شد .
کجای دنیا برای خواندن باید مجوز گرفت ؟ برای حرف دل . کجای دنیا ایرادهای فرا بنی اسرائیلی می گیرند از ترانه ها ؟ کجای دنیا کسی به خودش اجازه می دهد تا اثر هنری یک هنرمند را بنا به میل خود تغییر دهد و بگوید یا نخوان یا به میل من بخوان ؟ خصوصی تر از حریم دل افراد هم مگر جایی هست ؟ چگونه به خودمان اجازه می دهیم که به دل نوشته های یک انسان که فطرتا آزاد آفریده شده است دست درازی کنیم ؟ تا کجا ؟ تا کی ؟ اگر قانون است چرا برای همگان نیست ؟ اگر قانون نیست چرا برای عده ای هست ؟ چرا ؟